المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

124

مروج الذهب ( فارسى )

رفتند زيرا از آن پيش هرگز دشمنى به آنها حمله نكرده بود و از روزگار سلف نيز چنين چيزى دانسته نبود . آنچه گفتيم در اين نواحى و ميان اين اقوام و بلاد مشهور است و آن را موثق دانند . و در بعضى كتابهاى منسوب به كندى و شاگردش احمد بن طيب سرخسى همدم المعتضد بالله چنين ديدم كه در انتهاى معمورهء شمال درياچه‌اى بزرگ است كه قسمتى از آن زير قطب شمال است و نزديك آن شهريست بنام توليه كه وراى آن آبادى نيست و در بعضى رسائل بنى منجم نيز ذكر اين درياچه را ديده‌ام . احمد ابن طيب در رسالهء فى البحار و المياه و الجبال از كندى آورده كه طول درياى روم از ديار صور و طرابلس و انطاكيه و لاذقيه و مثقب و ساحل مصيصه و طرسوس و قلميه تا منارهء هرقل شش هزار ميل است و عريض ترين محل آن چهار صد ميل است ، اين گفتار كندى و ابن طيب است . ما گفتار هر دو گروه زيجدان را با اختلافاتشان و آنچه در كتابهايشان ديده‌ايم يا از پيروانشان شنيده‌ايم بياورديم اما دلايلى را كه بتأييد گفتار خويش آورده‌اند ياد نكرديم ، زيرا در اين كتاب بنا بر اختصار داريم اما راجع باختلافى كه قدماى يونان و حكماى سلف دربارهء منشأ و علت تكوين درياها داشته‌اند ما تفصيل آن را در كتاب اخبار الزمان در فن دوم از جمله فنون سىگانه آورده و سخن هر گروه را با اشاره بگويندهء آن ياد كرده‌ايم و كتاب حاضر را نيز از نمونهء گفتارشان خالى نگذاشته‌ايم . جمعى از آنها گفته‌اند دريا باقيماندهء رطوبت اصلى است كه گوهر آتش قسمت اعظم آن را بخشكانيده و اين باقيمانده نيز در نتيجهء احتراق آتش دگرگون شده است . بعضى ديگر گفته‌اند كه رطوبت اصلى در نتيجهء گردش خورشيد تماماً بسوخته و صافى آن برفته و باقى به صورت تلخى و شورى در آمده است .